«به قانون بچسب قبل از این که قانون به تو بچسبد.»این جمله قشنگ را برای نخستین بار در رمان «لیدی ال» از «رومن گاری» خواندم و حظ کردم.از این که آدمی مثل گاری تا این حد باهوش بود و در جایی که بسیاری از رمان نویسان اروپایی به دنبال خلق آثاری زرد و سطحی بودند یکی مثل او در نهایت ظرافت به نبشتن چنین اثر سترگی اهتمام ورزید.مرادم از نقل قول آن جمله ابتدایی این بود که اگر فرصت کردید حتما رمان یاد شده را بخوانید.رمانی که با ترجمه خوب مهدی غبرایی در اختیار علاقمندان قرار گرفت.سال گذشته که در روزنامه کارگزاران بودم(چقدر سخت است از این روزنامه حرف زدن)مطلبی در باره ویژگی های داستانی این رمان در روزنامه نه چندان وزین کارگزاران نوشتم.از نویسنده ای گفتم که رمان نویسی را با تمام ویژگی های یک رمان خوب بلد بود و دو چندان حیف که خودکشی،نقطه پایان جمله زندگی اش نام گرفت.حتما این رمان را بخوانید.
دوم)مسابقه داستان نویسی «قصه تهران»با تمام کمبود هایی که یک جشنواره در گام اول با آن مواجه می شود به حرکت آرام اما پیوسته اش ادامه می دهد.از این هفته در سه نقطه تهران مشخصا چهار راه ولی عصر،میدان ونک و فرهنگسرای ارسبارن «استند»های فراخوان این مسابقه را البته با یک ماه تاخیرخواهید دیدکه همینش هم جای شکرگزاری دارد.پوسترهای این مسابقه را درقاطبه فرهنگسراها نصب می کنند وامیدآن که داستانهای پربارتری نسبت به آنچه اکنون در اختیار داریم برایمان ارسال شود.
سوم)امروز وقتی سرگرم چک کردن ایمیل مسابقه بودم با داستانی رو به رو شدم که یک نویسنده ایرانی مقیم هلند آن را برایمان فرستاده.برایم جالب بود که او خود را ملزم به شرکت در این مسابقه فرهنگی دانسته تا روح داستان نویسی کماکان بین ایرانیان مقیم سایر کشورها جاری باشد.جای خوشحالی دارد.نه؟
چهارم)تا پایان بهمن ماه برای ارسال داستان وقت دارید.به پست های قبلی همین وبلاگ مراجعه کنید تا با قوانین مسابقه آشنا شوید.شاید شما یکی از برندگان ما باشید.امیدواریم.
یکم)نوشتن در روزهایی که به صلیب نوشتن مصلوبتان می کنند واقعا کار سختی است.ما که مثلا روزنامه نگاریم از بدوی ترین حقوق کاری بی نصیب ماندهایم و حتی از کوزه شکسته هم آب نمی خوریم.به وب لاگ محسن فرجی(در قسمت پیوند ها) سر بزنید تا بفهمید قضیه از کجا آب می خورد.
دوم)بهانه نوشتن این نبود.ما دو هفته به دلیل در پیش بودن مراسم ماه محرم در رادیو برنامه نداریم.یک وقت فکر نکید برنامه ما تمام شده.تازه به جاهای خوبش رسیده ایم.مسابقه داستان نویسی روز های خوبی را پشت سر می گذارد و هر روز داستان های زیادی به دستمان می رسد.از چند روز دیگر هم تبلیغات خوبی در سطح شهر می شود.
سوم)از حسین منزوی برای حسین منزوی
یک شب هوای گریه
یک شب هوای فریاد
امشب دلم ، هوای تو کرده است...
امروز وقتي از راديو برگشتم دوست خوبم جناب آقاي دهباشي با بنده تماس گرفت و درباره مسابقه داستان نويسي «قصه تهران» پرسيد.برايش توضيح داددم كه كار در چه مرحله اي است و اين كه طراحي پوستر اين جشنواره هم به پايان رسيده.بعد از ردو بدل شدن چند جمله كوتاه ديگر به مكالمه پايان داديم .نكته اين گفت و گو در اين بود كه آدمي مانند علي دهباشي كه معتمد بسياري از اهالي قلم به شمار مي رود از روزي كه مطلع شده در اين مسابقه نامي از مجله وزين بخارا هم به ميان آمده براي پيگيري امور هر از گاهي تماسي مي گيرد.جالب اين جاست كه حضور مجله بخارا در اين مسابقه داستان نويسي هيچ انتفاعي براي او ندارد اما در اين دوره و زمانه كه دوستان بعد ازگفتن عليك به سلام، صورت حسابش را برايت مي فرستند،رفتار علي دهباشي جاي تقدير دارد.
مسابقه داستان نويسي هم با تمام كاستي ها در امر اطلاع رساني به شيوه اي شايد هاگ مانند پيش مي رود و همين هم براي ماجاي خوشبختي دارد.اما درمورد اين كه داستان هاي رسيده ازچه كيفيتي برخوردارند اجاره دهيد بعدا در بارهاش صحبت كنيم.فعلا به اين دلخوش هستيم كه هر روز تعدادي داستان به دستمان مي رسد،همين.
براي ارسال داستان هاي خود به پست هاي قبلي همين وبلاگ مراجعه كنيد.تا پايان بهمن هم فرصت داريد.
گند بزنند به این زندگی که وقتی موبایلت را روشن می کنی در بیم وامیدی که مبادا خبر ناگواری را برایت اس ام اس کرده باشند.بیشتراز این نمی توانم بنویسم.دوست قدیمی من در روزنامه اعتماد و هفته نامه وقت وبنیاد، مهران قاسمی بر اثر سکته قلبی از دنیا رفت.هم سن من بود...
یعنی یک روز هم موبایل شما روشن می شود و خبر فوت ما ...
از مهران قاسمی به مهربانی یاد کنید...
شانس هم برای آدم خوب چیزی است.بعضی ها هستند کناردریا هم که می روند باید آفتابه را همراه خود ببرند.گویی حالا شده حکایت ما اندر حوزه اطلاع رسانی برای این مسابقه داستان نویسی.از آنجایی که خودمان روزنامه نگاریم برای درج این خبر در روزنامه ها مشکل چندانی نداریم .بالاخره هستند دوستانی که به مالطف دارند و این خبر را کارکرده و می کنند.اما شانس ما بود که این برف سنگین باریدن گرفت و دو روز تعطیلی همه برنامههای ما را به هم زد.قرار بود روزنامه ایران این خبر را کار کند اما ای کاش دوستان ما در درج خبر بیشتر دقت می کردند!خودتان بخوانید و قضاوت کنید.باید از دوستان پرسید علاقمندان داستانهای خودرا به کدام نشانی ارسال کنند؟دو دیگر این که بارها اعلام کردیم مهلت ارسال آثار تا پایان بهمن ماه است اما بخوانید که درمتن این خبرمهلت آثارتا چه زمانی اعلام شده.وقتی این خبر را خواندیم یاد این مصرع افتادیم:«اگر نوشم نیی،نیشم چرایی»
پیشترهم قرار بود ما در رادیو برای این مسابقه یک آنونس بسازیم که باز هم خورد به این تعطیلی.القصه،فعلا حکایت ما و تبلیغ برای این مسلبقه شده حکایت جن و بسم الله.
***
اگر فیلم پری داریوش مهرجویی را دیده باشید،حتما هایکوی ابتدایی آن فیلم در ذهنتان مانده.هایکویی معروف که البته رابرت فراست آن را به زبان انگلیسی ترجمه کرده بود:
ای حلزون
از کوه فوجی
بالا برواما
آرام، آرام
وقتی برف بارید تو این فکربودم آدم هایی هم هستند که برای رسیدن به هدفشان مثل بسیاری از ما،معطل شانس نیستند که در خانه آنها را بزند.به راهشان دربد ترین شرایط ادامه می دهند تا ثابت کنند دریای آرام، ناخدا نمی سازد.حرکتشان حلزون وار است اما پیوسته.از کوه فوجی هم بالا می روند.
***
این شعر زیبا را از احمد شاملو بخوانید که ارادت قلبی ما را به او پایانی نیست.
برف نو، برف نو، سلام، سلام!
بنشین، خوش نشسته ای بر بام.
پاکی آوردی - ای امید سپید!
همه آلوده گی ست این ایام.
راه شومی ست می زند مطرب
تلخ واری ست می چکد در جام
اشک واری ست می کشد لبخند
ننگ واری ست می تراشد نام
شنبه چون جمعه، پار چون پیرار،
نقش هم رنگ می زند رسام.
مرغ شادی به دام گاه آمد
به زمانی که برگسیخته دام!
ره به هموار جای دشت افتاد
ای دریغا که بر نیاید گام!
تشنه آن جا به خاک مرگ نشست
کاتش از آب می کند پیغام!
کام ما حاصل آن زمان آمد
که طمع برگرفته ایم از کام ...
خام سوزیم، الغرض، بدرود!
تو فرود آی، برف تازه، سلام!
به نام خدا
فردا دوباره برنامه داریم.همان ساعت ۲۱ به وقت تهران.بعد هم دو هفته به دلیل در پیش بودن ایام ماه محرم برنامه نداریم.اما می خواستم در باره مسابقه داستان نویسی چند نکته را یادآور شوم.
تا امروز داستان های زیادی برای ما ارسال شده که نوید دهنده استقبال خوب از این مسابقه است.البته دوستان ما به این نکته توجه نکردند که برای شرکت در بخش عادی و ویژه به طور همزمان، فقط می توانند دو داستان برای ما ارسال کنند.یعنی برای هر بخش فقط یک داستان.ولی در ایمیل های شما که برای ما آمده شاهدیم گاه چند داستان ارسال شده و ما به طور شانسی یکی از آنها را در مسابقه شرکت می دهیم.
نکته دوم به نبود شماره تماس در مطالب ارسال شده بر می گردد.باز هم تاکید می کنم که شماره تماس خود را حتما برای ما ارسال کنید.
سوم این که در تعدادی از سایت ها نشانی ما به اشتباه درج شده که من همین جا تصحیح می کنم. فقط به همین نشانی داستان های خود را ارسال کنید:kelkeshabaneh@yahoo.com
در ابتدای داستان خود مرقوم بفرمایید که می خواهید در کدام بخش شرکت کنید.عادی یا ویژه.اگر هم به اینترنت دسترسی ندارید پست قبلی همین بلاگ را بخوانید تا بفهمید که چطور می توانید داستان های خود را برای ما ارسال کنید.
باقی بقایتان...
به نام خدا
سرانجام موفق شدیم زنگ نخستین دوره جشنواره داستان نویسی رادیو تهران را با عنوان «قصه تهران» به صدا درآوریم.از حالا به بعد منتظر داستان های شما هستیم.شرایط حضور در مسابقه را به دقت بخوانید و از روزهای آتی به روزنامه ها هم سر بزنید تا دراین باره اطلاعات بیشتری کسب کنید.
آنها که سال هاست با رادیو همراهند می دانند که سنت قصه گویی و قصه نوشتن در برنامه های گوناگون این رسانه قدمتی طولانی دارد.پربیراه نیست اگربگوییم این سنت، قدمتی به اندازه تاسیس رادیو دارد.
این باراما شبکه رادیویی تهران در نظر دارد قصه نوشتن را به دیگران واگذار کند.از این رو و با هدف ترویج فرهنگ داستان نویسی و قصه گویی،نخستین دوره جشنواره داستان کوتاه رادیو تهران با عنوان «قصه تهران» با مشارکت مجله «بخارا» برگزار می شود.
شرایط شرکت در بخش عادی مسابقه:
۱- داستانها باید به صورت تایپ شده دربرنامه ورد(word)بهنشانیاینترنتی kelkeshabaneh@yahoo.comارسال شود.علاقمندانی که بهاینترنت دسترسیندارند می توانند آثارخودرابه نشانی تهران-میدان 15 خرداد-شبکه رادیی تهران-گروه شبانگاهی-دبیرخانه جشنواره ارسال کنند.روی هر داستان علاوه بر مشخصات نویسنده باید نشانی منزل،ایمیل و شماره تماس او نیزدرج شده باشد.
2_تعداد کلمات یک اثرنباید از 5 هزار کلمه بیشترباشد.
3_آثار نباید درهیچ رسانه مکتوب یا کتاب چاپ شده باشد.چناچه داستانی روی سایتهای اینترنتی یا وب لاگ قرار دارد از این قاعده مستثنی است.
4_داستان ها نباید در هیچ یک از جشنوارههای گذشته حائز رتبه شده باشند.اما چنانچه داستانی در یک جشنواره شرکت داده شده و مقامی کسب نکرده می تواند در این مسابقه حضور داشته باشد.
5_شرکت کنندگان در این بخش محدودیت سوژه ندارند.
6_هر شرکت کننده در هر بخش مجاز به ارسال یک داستان است.اما می تواند به صورت مجزا در هر دو بخش شرکت کند.
بخش ویژه:
این بخش با محوریت«تهران»برگزارمی شودوشرکت کنندگان باید داستان های خود را با موضوع تهران به نشانی های ذکر شده ارسال کنند.
مهلت ارسال آثار،پایان بهمن ماه سال جاری است.مراسم اختتامیه با معرفی برندگان در روز چهار شنبه 15 اسفندماه برگزار می شود. مکان برگزاری مراسم اختتامیه متعاقبا اعلام خواهد شد.
به نفرات اول تا سوم بخش عادی به ترتیب یک سکه کامل ،نیم سکه و ربع سکه تعلق خواهد گرفت.دربخش ویژه به نفرات اول و دوم سکه طلا اعطا خواهد شد و نفرات سوم(دو نفر)مورد تقدیرقرار خواهند گرفت.ضمنا داستان های برگزیده نفرات اول تا دهم در برنامه های رادیویی با نام مولفان خوانده خواهد شد.
علاقمندان برای کسب اطلاعات بیشتر می توانند در وقت اداری با شماره تلفن 33110068 تماس بگیرند.