تبليغاتX
کلک شبانه - نتیجه خوردن شام سنگین

چند روزنامه ادبی مجوزچاپ گرفته اند و مردم برای خرید آنها سر و دست می شکنند.روزنامه های سیاسی خداخدا می کنند بتوانندبه­اندازه این­روزنامه ها تیراژداشته باشند. چند برنامه تلویزیونی درباب دعوت مردم به کتاب خوانی ساخته شده.آدمها توی پارک به جای غیبت کردن و صحبت ازحسرت­های دوران جوانی،کتاب­می خوانند،روزنامه می خوانند.تومدرسه ها زنگ کتاب خوانی است و بچه ها سر و دست می شکنند برای کتاب خواندن.زوج ها در سالگرد ازدواجشان کتاب به هم هدیه می دهند و برای مجازات یک مجرم او را در جایی بدون کتاب حبس می کنند.

ایستگاه بعدی هر اتوبوسی کتابخانه شهر است و مترو به دلیل این که راننده اش در اوقات توقف مشغول مطالعه بوده با تاخیر به مقصد می رسد.

خواب من زیاد طول نمی­کشد.برای دیگران که تعریف می­کنم می گویند کابوسی بیش نبوده.چه معنی دارد مترو دیربرسد یا بچه ها از درس ومشق بیفتند.اصلا کی تاحالا درسالگرد ازدواجش به همسرش کتاب هدیه داده که من دومیش باشم؟می­گویند کابوس دیده ام.شام زیاد خوردم مانده سر دلم.همین...

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 19:55 توسط علی رضا