تبليغاتX
کلک شبانه - هر دم از این باغ بری می رسد

به این فکر می کردم در کشوری مانند فرانسه این بستر وجود دارد که آدمی مثل «ژان ژنه» از طراری به نویسندگی روی آورد.از ژنه گفتم یاد تمام دربه دری هایش افتادم.یاد این که ...بگذریم.در همان فرانسه، ژنه توانست با نوشته هایش چنان تاثیری برادبیات آن سرزمین بگذارد که فیلسوف بزرگی مانند «سارتر»کتاب«ژنه مقدس»را برای اونوشت؛حتی­خود ژنه­هم نمی دانست،بتی که می پرستد،کتابش را به نام او نوشته است.این خبر بعد ها به گوش ژنه رسید و ...باقی ماجرا را خودتان با اندکی مطالعه دریابید.

مراد از نوشتن این چند خط،ژست تفاوت نیست؛این که بگویم در میان این همه نویسنده ،ژنه را دوست دارم،که چندان هم پر بیراه نیست،اما نه این که جهد کنم نشانی از تفاوت با دیگران بر جا گذارم ،که مقصود از نوشتن ،انعکاس این خبر تکان دهنده است.خبری که روی خروجی خبرگزاری مهر قرار گرفت تا بار دیگر ثابت شود مشکل کنونی،نویسنده نیست بلکه اساسا نوشتن جرم است.

و چه زیبا جنتی عطایی،یگانه مرد ترانه ایران می گوید:«...وقتی گفتن یه گناه بود/مثل دیدن یا شنیدن/گفتنی ها رو می گفتیم/اگه فرصت یه نفس بود...»پس باید گفتنی ها را گفت.

این خبر خبرگزاری مهر را بخوانید،قضاوت با خودتان.بعدا حساب کنید در این سرزمین اگر ژنه بود،نویسنده می شد یا ...

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 10:46 توسط علی رضا