مرحوم مشیری گفته بود:«...صحبت از پژمردن یک برگ نیست/ وای جنگل را بیابان میکنند...»
اما آقای شاعر اینجایش را نخوانده بود که دیگر نقل درخت و جنگل نیست. دیگر اینجایش را نخوانده بود که در کشور ما درخت برای این خوب است که رویش یادگاری بنویسیم.دیگر نمیدانست این روزها باید از دست جنگل هم فرار کرد و چه خوب گفته بود آقای ترانه ایران ایرج جنتی عطایی: «روح جنگل سیاه/ با دست شاخههاش داره/ روحمو از من میگیره...»
این این خبر را بخوانید و اگر می توانید در وبلاگ خودتان هم لینک بدهید. ببینید لاکپشتهای بیچاره چگونه از بین رفتهاند. یادتان باشد ما در عصری زندگی میکنیم به نام عصر معصیتهای بزرگ، عصر گرگ.