تبليغاتX
کِلکِ شبانه - سه مطلب با يك بليت

اول)پيشتر فكر مي‌كردم راي ندادن تنها راهي است كه مي‌توان به بسياري از آدم‌ها گفت مشي‌شان درست نيست اما امروز يعني چند روز كه از مناظره احمدي نژاد با موسوي گذشته ديگر به اين نتيجه رسيده‌ام بايد راي بدهم. ديگر انتخاب ميان بد و بدتر نيست كه بايد از اين فاجعه رهايي يافت. به شما هم پيشنهاد مي‌كنم راي بدهيد. يعني به ميرحسن راي بدهيد تا چهار سال ديگر در چنين شرايطي زندگي نكنيم. لطفا گول حرف‌هاي پوپوليستي (عوام فريبي) را نخوريد. بهترين شاخص درك وضعيت كنوني گراني و تورم است كه ديگر روشنفكر و غيره سرش نمي‌شود. نه مي‌خواهم از كتاب حرف بزنم نه از هر چيز ديگر كه ردي از روشنفكري دارد. فقط راي بدهيد:مير حسين موسوي.

دوم)مي‌خواستم يادداشتي بر كتاب كاش به كوچه نمي‌رسيدم محمد هاشم اكبرياني بنويسم كه به زعم من مجموعه داستان خوبي است اما دو مساله به وجود آمد. نسخت اين مصاحبه كه در روزنامه اعتماد چاپ شد و پيشنهاد مي‌كنم حتما بخوانيد. دو ديگر اين كه خودم مصاحبه‌اي با او انجام داده‌ام كه ظرف چند روز آينده در روزنامه اعتماد ملي چاپ مي‌شود.

سوم)خدا را شكر كه اسدالله خان امرايي هم به خانه آمد.رفته بود قلبش را ميزان كند كه كرد. خوشحالم كه صدايش را پشت تلفن شنيدم اما شما را به خدا اگر جزو آشنايان او هستيد و اتفاقي اين مطلب را هم مي خوانيد به سرتان نزند سري به او بزنيد. اسد بيشتر از هر چيزي به استراحت نياز دارد. فكر نكنيد سيزده به در است و ريسه كيسه شويد منزل او. بگذاريد استراحت كند بعد فرصت بسيار است.

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 11:33 توسط علی رضا